• Home
  • Posts RSS
  • Comments RSS
  • Edit
  • حمایت «جامعه وبلاگنویسان سبز» از فاز جدید حرکتهای دانشجویی و تقبیح سانسور خبری در برخی از رسانه ها

    ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰

     سبز سبزم ؛ پس از انتشار بیانیه ای منسوب به جمعی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس و حذف این بیانیه از ستون اخبار برخی رسانه های جنبش سبز، جامعه ی وبلاگنویسان سبز بر آن شد تا با اعلام حمایت از آغاز این فاز جدید از حرکات اعتراض آمیز دانشجویی و اعتراض نسبت به سانسور خبری، قدمی کوچک در راستای هم نوایی با این عزیزان دانشجو و مردم آزادیخواه ایران بردارد. از این رو، جامعه ی وبلاگنویسان سبز، از تمامی وبلاگنویسان عضو و یا غیر عضو که تمایل به اعتراض نسبت به سانسور خبری به هر نحو آن را دارند درخواست می کند که به پوشش اخبار دانشجویی و اللخصوص بیانیه ی اخیر منتشر شده از طرف جمعی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس که در آن به نوعی ذکر شده بود که اصل این حاکمیت دیگر اصلاح پذیر نیست و بدین سبب مورد سانسور برخی رسانه های اصیل وابسته به جنبش سبز قرار گرفت، بپردازند.
    باشد که با این حرکت کوچک خود، عملا سانسور خبری توسط رسانه های بزرگتر و رسمی تر را تقبیح کرده و نشان دهیم که اگر این رسانه ها بخاطر برخی موارد سیاسی-اجتماعی دست به سانسور اخبار جامعه بزنند، ما نیز خود با امکانات حداقلی خودمان، در راستای “گسترش آگاهی ها” می کوشیم و قویا در صدد مبارزه با این حرکت ناپسند بر می آییم.
    همچنین جامعه ی وبلاگنویسان سبز، با اعلام اینکه سانسور خبری در هر زمینه و بدست هر گروه و رسانه ای، خلاف آزادی بیان و قوانین دموکراتیک است تاکید بر پایبندی بر اصول خبررسانی می کند و خاطرنشان می کند که سانسور، سانسور است و اگر جامعه ی ایرانی، آن را در صداوسیمای ضد ملی محکوم می کند، در دیگر رسانه ها نیز جایی برای آن نمی بیند. باشد که این حرکت دسته جمعی ما تمرینی برای ایجاد دموکراسی واقعی باشد و باعث شود که دیگر شاهد چنین اشتباهاتی از سوی منابع مهم خبری نباشیم.
    خواست، خواست مردم است و این گروه های سیاسی نیستند که میباست سرنوشت و خواست مردم را تعیین کنند. به امید روزی که  دموکراسی حقیقی بر کشورمان ایران، حاکم شود.
    انتشار متن فوق برای اعلام هم آوایی با جنبش دانشجویی و اعتراض نسبت به سانسور خبری توسط هر وبلاگنویس آزاد اندیشی، آزاد است.
    همینطور متن بیانیه ی منتشر شده از طرف جمعی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس که به آن اشاره شد، به شرح زیر است:
    با گذشت چند ماه از اجرای قانون هدفمند شدن یارانه ها، اکنون که عواقب اجرای مستبدانه این قانون کم و بیش خود را آشکار کرده است، نتیجه عملی اجرای این قانون را می توان در یک جمله: به گروگان گرفته شدن نان مردم به وسیله حکومت کودتا توصیف کرد.افزایش های تازه در قیمت ضروری ترین اقلام مصرفی مردم نشان می دهد که مبنای اجرای این قانون، نه تحقق تدریجی و برنامه ریزی شده اقتصاد مردمی، بلکه سیاست شوک درمانی است.حال با توجه به اینکه سیاست شوک درمانی و آزاد سازی سریع اقتصاد، نا کار آمدی خود را در تجربه تاریخی نشان داده است، سوال این است که چه عاملی غیر از خوی مستبدانه و به هیچ گرفتن مردم، می تواند اصرار حکومت کودتا به ادامه سیاست های موجود را توضیح دهد؟ البته کودتاچیان حاکم بر کشور می کوشند با توسل به شکست خورده ترین تئوری های اقتصاد نئو لیبرال، اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها را توجیه کنند. توجیه هایی از قبیل ضرورت واقعی کردن قیمت ها و رقابتی کردن اقتصاد با توسل به ساز و کار بازار آزاد.
    اما گذشته از تناقضات حکومتی که از یک سو بر ضدیت با لیبرالیسم تاکید می کند و از سوی دیگر راست گرا ترین تئوری های اقتصاد لیبرال را عملی می نماید، کیست که نداند هدف از اجرای مستبدانه قانون هدفمند شدن یارانه ها صرفا تحمیل نتایج بحران اقتصادی بر توده مردم است. در نتیجه سیاست های اقتصادی کودتاچیان حاکم بر کشور، اکنون بحران سرتاسر اندام های جامعه را فراگرفته است و حکومت به جای چاره جویی برای حل این بحران ها، صرفا می کوشد نتایج بحران را بر دوش اقشار مختلف جامعه خاصه طبقه متوسط تحمیل نماید.
    ما جمعی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، از آنجا که نه مشروعیتی برای رژیم ظلم و جور عمومی حاکم بر کشور قائلیم و نه امیدی به اصلاح روند های موجود به وسیله ایشان داریم، به جای مورد خطاب قرار دادن حکومت، توده مردم ایران را مورد خطاب قرار می دهیم. ما از توده مردم ایران: کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، و دیگر اقشار تحت ستم جامعه می خواهیم که اجازه ندهند سیاست های ویرانگر اقتصادی حکومت فقر مضاعف را بر آنان تحمیل نماید. ما آگاه هستیم که فقر مضاعف امکان هر نوع کنشگری سیاسی را از مردم می گیرد و وجود یک توده فقیر و نا آگاه، ایدال کودتاچیان حاکم بر کشور برای ابدی کردن سلطه است.
    ما خواهان وسیع ترین اتحاد میان طبقه متوسط جامعه ایران و اقشار زحمتکش جامعه از رهگذر پیوند افق آزادی خواهانه جنبش سبز با افق عدالت طلبانه جنبش های زحمتکشان جامعه خاصه جنبش کارگری هستیم.و برای تحقق این هدف به کنش خلاقانه شورای هماهنگی راه سبز امید نظر داریم.ما امید داریم که سومین سالگرد کودتای انتخاباتی سال 1388 یعنی 22 خرداد امسال، تبدیل به آوردگاه اتحاد جنبش سبز و جنبش زحمتکشان جامعه شود.
    جمعی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس
    سه شنبه 13 اردیبهشت 1390

    چگونه امنیت خود را برای ایمیل ، وبلاگ نویسی ، تویتر و همچنین وبگردی در دنیای مجازی بالا ببریم ؟








    سبز سبزم ؛ با توجه به بحث ها و نگرانی های کاربران اینترنتی در باره امنیت خود در فضای مجازی چند پیشنهاد وتوصیه برای تمامی کاربران اینترنتی دارم.
    - بالا بردن امنیت در وبگردی ; 
    ۱. در ابتدا این نرم افزار را معرفی میکنم و به دوستان پیشنهاد استفاده از ان را می کنم ،با استفاده از peerBlock میتوانید جلوی تمامی سرور های که به طور اتوماتیک IP شما را چک می کنند را بگیرید و از رهگیری و شناسایی توسط هکر های رژیم جلوگیری کنید. نصب و راه اندزی برنامه بسیار ساده و با زمان نه چندان زیاد قبل انجام است ، پس از کلیک بر روی لینک زیر که به صفحه اصلی این برنامه میرود به صفحه ی دانلود peerBlock به قسمت portable package در اواسط صفحه بروید و version مناسب را برای نصب انتخاب کنید. توجه داشته باشد که این برنامه در صورت فعال بودن اجازه ورود به وب سایت هایی که IP شما را چک می کنند نمی دهد ، پس بهتر است برای مثال زمانی که می خواهید وارد فیس بوک یا دیگر وب سایت هایی که بلوک شده اند ،بشوید. برنامه را غیر فعال کنید و به محض ورود در سایت مورد نظر خود ان را دوباره فعال کنید ، بسیاری از سرور ها پس از ۳۰ دقیقه عدم موفقیت برای رهگیری IP شما به طور اتوماتیک شما را از لیست خود خارج میکنند ،ممکن است که پس از چند روز دوباره رهگیری IP شما شروع شود  .پس بهتر است این برنامه را به طور مرتب استفاده کنید.
    ۲. تمامی کلامت رمز خود را تغیر دهید .و سعی کنید رمز جدید متشکل از چند حرف بزرگ،چند حرف کوچک ،و چند عدد باشد.
    ۳.  برای به راه اندازی بلاگ یا عضویت در بعضی شبکه های مجازی ابتدا یک acount جعلی یاهو بسازید، سپس با استفاده از ان acount های gmail و acount های دیگر خود را بسازید .
    ۴.  رمز acount های مختلف خود را در اختیار دوستان قابل اعتماد خود بگذارید تا در صورت دستگیری تمامی اطلاعات شما را پاک کنند .
    ۵. نصب آنتی ویروس و بروز نگه داری ان. 






    - بالا بردن امنیت در ایمیل ;
    بهترین و امن‌ترین سرویس رایگان ارئه‌دهنده‌ی ایمیل، جی‌میل است و علت آن نیز استفاده از پروتکل امن SSL است که در به صورت یک S در آدرس جی‌میل ظاهر می‌شود: httpS://gmail.com. این ویژگی جی‌میل باعث می‌شود که کلیه‌ی اطلاعات ارسالی از طریق جی‌میل تا زمانی که به مقصد برسد کدگذاری شود و این بدان معناست که تا زمانی که ایمیل شما به مقصد نرسد امکان خواندن آن ایمیل وجود ندارد.
    - بالا بردنامنیت در توییتر;
    توییتر یکی دیگر از شبکه‌های اجتماعی است که در میان کاربران ایرانی بسیار محبوب است. برای آنکه امنیت خود را در این شبکه‌ی اجتماعی بالا ببرید، در اولین گام امکان مکان‌یابی توییتر را غیرفعال کنید تا در هنگام توییت کردن، مکان توییت شما به نمایش گذاشته نشود. برای بررسی غیر فعال بود این امکان توییتر دقت کنید که در زیر جعبه‌ای که توییت خود را در آن تایپ می‌کنید، واژه‌ی Add you location دید شود. این بدان معناست که توییتر مکان شما را همراه با توییت شما منتشر نمی‌کند.
    - بالا بردن امنیت در وبلاگ‌نویسی;
     برای اینکه امنیت خود را در وبلاگ‌نویسی بالا ببرید، به شما پیشنهاد می‌کنم که مطلب زیر را بخوانید. در این مطلب با روش وبلاگ‌نویسی به صورت ناشناس تا جایی که شناسایی شما غیرممکن می‌شود، آشنا می‌شوید.
    http://advocacy.globalvoicesonline.org/projects/guide/به-کمک-تُر-و-وردپرس،-ناشناس-وبلاگ-بنویس/


    نویسنده : وبلاگ سبز سبزم

    نامه ای به پدرم

    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰

    سبز سبزم : سیامک پورزند، روزنامه نگار قدیمی ایرانی، در هنگام مرگ ۸۰ سال داشت و بیش از ده سال آخر عمرش را بیشتر در زندان و بیمارستان گذراند.
    او همچنین در این ده سال ممنوع الخروج بود، در حالی که همسرش مهرانگیز کار، حقوقدان و فعال حقوق زنان، و همچنین سه دخترش در خارج از ایران زندگی می کردند و امکان دیدار با او را نداشتند.
    سیامک پورزند کار مطبوعاتی خود را در سال ۱۳۳۱ با روزنامه باختر امروز به مدیریت حسین فاطمی، وزیر خارجه وقت ایران، آغاز کرد.
    آقای پورزند در سال های پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در تاسیس و اداره نشریاتی چون "پیک سینما" و "کتاب هفته کیهان" همکاری داشت و از اعضای هیات مدیره سندیکای نویسندگان بود.
    بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران، فعالیت های مطبوعاتی آقای پورزند محدودتر شد.
    سیامک پورزند پسرخاله احمد شاملو، شاعر معاصر ایران نیز بود.
    نوشته زیر دردنامه ایست به قلم دخترش آزاده پورزند ;


    پدر عزیزم، سیامک پورزند، در تهران، در انزوای دردناکی که رژیم کنونی ایران به او تحمیل کرده بود، قلب گرانبهایش از تپیدن باز ایستاد.
    کابوست زمانی به واقعیت تبدیل می شود که با دوستت در کافه ای در خیابان اوترخت نشسته ای و از نوشیدنی ات لذت می بری. تلفنت زنگ می زند؛ برمی داری، صدای هق هق و فریاد خواهرت را می شنوی: "بالأخره بابا آزاد شد. دیگه تو دستشون نیست. رفت، عزیزم، رفت." شیون می کشی، گریه می کنی، دنیا دور سرت می چرخد. دوستت با ناباوری نگاهت می کند. کشور زیبای هلند ناگهان برایت جهنّم می شود. می میری. چشمانت را می بندی، سرت را در دستانت می گیری، و آرزو می کنی که بمیری. ولی زنده می مانی؛ زیرا به "میراث" او تبدیل می شوی. ناگهان قدرت می گیری؛ چشمانت را باز می کنی، با شهامت به جهان اطرافت نگاه می کنی، و تصمیم می گیری که هرگز نگذاری او بمیرد. به هق هق می افتی و می لرزی. ذهنت در هم می ریزد. سال ها تبدیل به ثانیه ای می شوند و زندگی با او همچون فیلم آشفته ای در برابر چشمانت رژه می رود. همه چیز این گونه تمام می شود: در یک بعدازظهر آفتابی کشدار، در اوترخت. 
    درونم لبریز از نفرت، خشم، و حس انتقامی کشنده است. ولی می دانم که انتقام نخواهم جست. در خون ما نیست که با آن ها همان کنیم که با ما و خانواده هامان کردند. یا شاید حس انتقام جویی ام را نفی می کنم که بر بی دفاعی ام سرپوش بگذارم. تنها می توانستم شاهد عذاب کشیدنش باشم. راستش حتّا این حق را هم به من نداده بودند که شاهد عذاب کشیدنش باشم. باید عذاب کشیدنش را تجسّم می کردم. این تنها حقّ من در نظام الله بود. ای الله... اگر به همان اندازه که ظالم نشانت می دهند ظالم بودی...
    حتّا نمی دانم مرده اش امشب کجا افتاده است. در منطقه ای جنگلی در هلند نشسته ام؛ دلم می خواهد به ایران برگردم که دستکم جسد شکننده اش را در آغوش بکشم؛ و خانواده و دوستانم رفتن به ایران را برایم قدغن می کنند. می گویند این فرصت را نخواهم داشت که جسدش را ببینم. به نظر می رسد در آغوش کشیدن مرده ی پدرت هم خلاف موازنین اسلام انقلابی است. 
    و زمین بدین گونه به چرخش ادامه می دهد. این اولین شبی خواهد بود که بدون اندیشیدن به وضع او به خواب می روم. ای کاش بی خوابی ام به چشمان او جان می بخشید. اما او رفته است. برای همیشه رفته است. سه سال پیش بیست ساعت از صدایش را روی تلفنم ضبط کردم. داستان کودکی و جوانی اش را برایم می گفت. دکمه ی پخش را می زنم تا کلمات و صدایش روح مغشوشم را تسلّی دهد؛ تا دوباره مرا بخواباند؛ همان طور که سال های سال هر شب مرا با لالایی اش می خواباند. 
    پدرم، دوستت دارم. تو هرگز نخواهی مرد. تو بخشی از وجود من هستی. بالأخره توانستند تو را به کشتن دهند. اما من میراث تو را در این جهان زنده نگه خواهم داشت. این مهمترین عهدی است که در زندگی ام بسته ام. تو زنده خواهی ماند. عهد می کنم. برای نهایت زنده خواهی ماند.
    جلوی اشکم را نمی توانم بگیرم. ولی می دانم که امشب به سویم پرواز خواهی کرد تا صورتم را با دستان نامرئی ات پاک کنی؛ درست مثل پنج سال پیش، که جمهوری اسلامی اجازه داد برای  ده روز به دیدنت بیایم. یادت هست که همان شب اول چگونه سرم را بر زانوانت گذاشتم، معادل تمام سال هایی که تو در دست آن ها و در زندان های سرّی آن ها گذراندی اشک ریختم، و تو تمام شب نوازشم کردی؟ هم تو می دانستی و هم من، که این آخرین دیدار ماست. ولی وانمود می کردیم که همه چیز عوض خواهد شد. هرگز چیزی عوض نشد. ولی حالا عوض می شود؛ حالا به سوی من پرواز می کنی.
    هرگز فراموش نخواهم کرد که با تو چه کردند. هرگز فراموش نخواهم کرد که چگونه با دستان کثیفشان شکنجه ات دادند. این یک عهد است. اجازه نخواهم داد که جهان فراموش کند.

    زنان و روز کارگر

    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰





    سبز سبزم : 
    در جامعه ایرانی و در فرهنگ ایرانی هربار اسم کارگر را میشنویم ناخود آگاه ذهن ما مردان را به عنوان یک  کارگر تصویر میکند.
    اما حقیقت زندگی متفاوت است و سهم عظیمی از جامعه کارگری ایران را زنان تشکیل میدهند. زنانی  که به جبر قانون نانوشته مرد سالاری در ایران بیشتر مواقع نادیده گرفته میشوند. زنانی که نه تنها سختی و مشقت کار، بلکه شرایط نا برابر و گاه همراه با تحقیرها و توهین های جنسی  را تحمل می کنند ، زنانی که  صدای اعتراضشان را کمتر شنیده ایم .
    مقاله زیر تحلیلی است از شرایط خاص حال حاضر در جامعه کارگری برای زنان ؛


    زنان و اول ماه مه

    به اول ماه مه، روز جهانی کارگر نزدیک می شویم. هر بار از «کارگر» سخنی به میان آورده می شود، فورأ کارگر مرد در ذهن نقش می بندد. در اینجا هم تبعیض جنسیتی خود به خود عمل می کند. این بر ما فعالان جنبش زنان است که با این فرهنگ تبعیض آمیز مبارزه کنیم. هر چند آمار رسمی حضور زنان در اشتغال بسیار پائین است، اما بخش بزرگی از کار زنان، در آمارها به حساب نمی آیند. رئيس هيات موسس كانون زنان بازرگان ايران به ایلنا  گفت: « هم ‌اكنون ۱۳درصد از زنان ايراني مشغول به كار هستند. براساس آمار مجمع جهاني اقتصاد، ايران در رتبه ۱۱۶ از حيث فعاليت‌هاي اقتصادي زنان قرار دارد ».

    اما وقتی از اشتغال سخن به میان می آید، بخش گسترده ای از فعالیت و کار زنان، که در خانه انجام می شود، به حساب نمی آید. با این حال زنان، بخش مهمی از طبقه کارگر را تشکیل می دهند. زنان کارگر، چه  به عنوان شاغلین در بخش صنعت، چه در لباس پرستار، چه در نقش معلم، چه در جلو دارهای قالی بافی، چه در کارگاه های زیر ده نفر تولیدی، و چه به عنوان انجام دهنده ی سفارش های تولیدی در خانه،  نقش و وزن مهمی در جنبش کارگری بر عهده دارند. این را باید هر بار با صدای بلندتر مطرح کرد. زیرا نه تنها تبعیض علیه زنان در استخدام به شکل برجسته ای اعمال می شود، بلکه در موقع اخراج نیز زنان در صف اول قرار می گیرند. سیاست های دولت اسلامی، برای خانه نشین کردن زنان، وضعیت اشتغال و کار زنان را بشدت آسیب پذیر کرده است. طرح دُورکاری دولت احمدی نژاد، اساسأ برای خانه نشین کردن زنان برنامه ریزی شده است. زنان شاغل و بویژه زنان کارگر، از بسیاری از امکانات رفاهی حین کار نیز محروم هستند. مشکل آن وقت جدی تر می شود که زن کارگر، حامله باشد، و یا فرزند شیرخواره ای داشته باشد. در بسیاری از واحدهای تولیدی، حاملگی زن بهانه ای برای اخراج او را فراهم می آورد. وضعیت برای زنان دارای کودکان شیرخواره، نیز در واحدهای تولیدی و یا خدماتی ، بسیار دشوار است. مرخصی پس از زایمان بسیار کوتاه است و کار با بچه ی شیرخواره ، مشکلی است طاقت فرسا.

    تبعیض علیه زنان کارگر در استخدام، و الویت آن ها در اخراج ها، در کنار دستمزد نا برابر در مقابل کار برابر، وضعیت اقتصادی زنان را بشدت آسیب پذیر کرده است. گسترش فقر و تنگدستی زنان کارگر، وضعیت زنان خود سرپرست را بیش از دیگر زنان آسیب پذیر ساخته است. هم اکنون بیش از یک میلیون و سیصدهزار زن سرپرست خانواردر کشور زندگی می کنند که عمومأ با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.  بر این اساس است که مدیر کل دفتر پیشگیری از آسیب های اجتماعی بهزیستی کشور اعلام کرده است : « ۲۵ هزار زن سرپرست خانوار فاقد هرگونه پوشش حمایتی بوده و به تنهائی بار زندگی خود را بدوش می کشند…زنان سرپرست خانوار در روابط اجتماعی و حضور در اجتماع با مشکلات عدیده ای روبرو می شوند. نابرابری در دسترسی به آموزش ، عدم امکان کسب مهارت ، نابرابری در پیدا کردن شغل مناسب (این قشر) زنان را از قابلیت های لازم برای کاهش فقر محروم کرده است … .».

    گسترش فقر در میان زنان کارگر و یا زنان سرپرست خانوار، امر غیرقابل تصوری نیست. سیاست عدم استخدام، اخراج زنان شاغل به بهانه های گوناگون، دستمزد نابرابر درمقابل کار برابر، استثمار سنگین در کارگاه های کوچک، چپاول دستمزد زنان و دختران توسط واسطه ها و دلال های سفارشات خانگی، همه و همه دست به دست هم می دهند و جامعه ی زنان کارگری کشور را در وضعیت اسفناک اقتصادی قرار می دهد. این گسترش فقر و تنگدستی در شرایطی انجام می گیرد که کارگران از دریافت حداقل دستمزد تعیین شده قانونی نیز محرومند. رييس کانون عالی انجمن های صنفی کارگران کشور تصريح مي‌کند که : «همين حداقل دستمزد ۳۰۳ هزار تومان سال گذشته در کشور ما اجرا نمی شد. شما هريک از منشی های پزشکان، منشی های دفاتر خصوصی و فروشندگان مغازه ها را در نظر بگيريد اين ها همه زير ۳۰۳ هزار تومان می گيرند. ما در سال گذشته بررسی کرديم و به اين نتيجه رسيديم که بيش از ۴۳ درصد کارگران زير حداقل دستمزد می گرفتند. خصوصا حتی شرکت های پيمانکاری که با دستگاه ها قرارداد داشتند حقوق ها و مزايا را از سازمان های دولتی می گرفتند اما زير حداقل دستمزد می دادند که اصلا قسمت عمده درخواست ما اين است که اين شرکت ها حذف شود. اين شرکت ها حتی حداقل دستمزد را رعايت نکردند». نگاهی به همین اعترافات بالا نشان می دهد که کارگرانی که حتی از دریافت حداقل دستمزد محروم شده اند، زنان کارگر بوده اند که بصورت منشی در دفاتر پزشکان و دفاتر خصوصی مشغول به کار بوده اند و یا  فروشندگان مغازه ها که با دستمزدهای پائین مجبور به کار شده اند.

    گسترش فقر در جامعه بخصوص با برچیده شدن یارانه ها و گرانی سرسام آور، بیش از همه زنان را زیر فشار قرار داده است. از آنجا که زنان مجبورند اقتصاد خانه را مدیریت کنند، فشار گرانی کمرشکن را بیش از پیش احساس می کنند. به همین دلیل است که وقتی که جنبش عدم پرداخت قبض های گاز و برق و آب آغاز شد، این زنان محلات یا مجتمع های بزرگ مسکونی بودند که پیشقدم گشته و بصورت موتور این حرکت وارد عمل شدند. زیرا زنان بخوبی می دیدند که با ثابت ماندن درآمدها و حتی با چندرغاز یارانه ی نقدی، نمی توان از پس گرانی سرسام آور قیمت نان، گوشت، میوه و آب و برق و گاز برآمد.  آن ها می دیدند که هر کاری که می کنند نمی توانند مایحتاج روزانه ی خانواده را تامین کنند و نمی توانند حتی پاسخگوی کوچکترین  خواست های فرزندان خود باشند. به همین دلیل آن ها دست به اعتراض زدند. اگر امروز جنبش نافرمانی مدنی عدم پرداخت پول قبض های آب و برق و آب، عمومی شده، آن را باید مرهون تلاش شجاعانه زنان دانست.

    حال که به اول ماه مه، روز جهانی کارگر نزدیک می شویم، باید که به اهمیت و نقش زنان در جنبش کارگری و جنبش ضددیکتاتوری بیش از پیش توجه کنیم. زنان کارگر بعنوان بخش غیرقابل چشم پوشی جنبش کارگری باید بتوانند در این روز خواست های خود را بصورتی روشن و شفاف مطرح کنند. آن ها باید به همگان بگویند که هیچ جنبشی نمی تواند با نادیده گرفتن زنان و خواست های آنان، توده ای شود. حضور گسترده زنان در جنبش ضداستبدادی دو سال اخیر این را بخوبی اثبات کرده است. از این روست که باید برای از میان برداشتن هر نوع تبعیض جنسیتی در محیط های کار و زندگی قدم به میدان گذاشت. باید با خشونت های جنسی که در محیط های کار به اشکال گوناگون اعمال می شود با قاطعیت مبارزه شود؛ مقررات دست و پا گیر و تبعیض آمیز در استخدام زنان برچیده شود؛ به بهانه های گوناگون در اخراج زنان پایان داده شود؛ نابرابری دستمزد در مقابل کار مساوی زنان با مردان، به کناری گذاشته شود؛ کار زنان  در خانه برای انجام سفارشات گوناگون تولیدی، مشمول قانون کار شود؛ احتیاجات زنان موقع زایمان و شیرخوارگی کودکانشان مورد توجه قرار داده شود و بر ضرورت ایجاد مهد کودک ها در کنار واحدهای تولیدی توجه شود. و به پوشش اجباری زنان در موقع کار که خود عامل بروز حوادث کاری می شود پایان داده شود
    سیما ریاحی


    امیدوارم با خواندن این مقاله از این پس بتوانیم با کمی صبر و تحمل ذهنمان را با مسائل و مشکلات  اجتماعی زنان در اطرافمان بیشتر آشنا کنیم. 
    به امید ایرانی آزاد و مردمی آزادتر 

    نقاشی و طراحی تی شرت توسط هنرمند ایتالیایی در حمایت از انقلاب سبز

    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۰


    سبز سبزم :این نوشته ترجمه یاداشت این هنرمند  است  درباره نقاشی اش و انگیزه اش در حمایت  از جنبش سبز ؛
    "من این نقاشی را بر اساس شرایط سیاسی ایران کشیدم ، و همین جا میخواهم با صدای بلند به اپوزیسیون سبزکه در اعتراض به تقلب در انتخابات ایجاد شده اعلام  کنم که شما در این مبارزه برای آزادی تنها نیستید...
    دراین نقاشی طرح خامنه ای و احمدی نژاد  را با هدف اشاره به خونخواری  این دو کشیدم ، و این کلمه را با توجه به کمبود اطلاعات در مورد زبان فارسی سعی کردم در نقاشی تصویر کنم .
    و با ایهام گرفتن از رنگهای پرچم ایران سعی کردم برتری جنبش سبز را بر خامنه ای و احمدی نژاد نشان دهم .
    علاقه من در شروع این کار ریشه در انقلاب ۳۰ سال گذشته است که به علت بازی قدرت بین شوروی سابق و غرب بر سر ایران صورت گرفت است، انقلابی که تمامی نارضایتی  حال حاضر مردم ایران از ان سر چشمه می گیرد ، انقلاب ایران و قصابانی که این حکومت را در اختیار دارند تبدیل به همان حکومتی شده اند که زمانی ابراز تنفر از ان داشتند،در واقع بسیج همان ساواک و خامنه ای همان شاه است.
    نکته جالب که توجه من را جلب کرده این است که با توجه به  تمام شعار هایی که رییس جمهور این حکومت می دهد همیشه در یک تضاد بزرگ به سر برده است .
    با وجود ضرب و شتم ناحق ، کدهای اخلاقی اجباری ، اعدام و سنگسار ،و زندان و غیره ،،،ایران در حال شکفتن می باشد ، ایران با داشتن فرهنگ قدیمی و بزرگ و ارتباطی عمیق با تمامی دنیا و همچنان آزادی و برابری خواهی مردم ان ، پس از سقوط این حکومت در زباله دان تاریخ ، تبدیل به کشوری آزاد خواهد شد ،کشوری که هر روز پیشرفت هنر و علم را در ان شاهد خواهیم بود." 
    در انتها چند عکس از تی شرت هایی که این هنرمند در حمایت از مردم ایران زمین طراحی کرده است را ببینید .

    به امید ایرانی آزاد و مردمی آزادتر 

    آزادی در ایران من حالا 

    ما بیشماریم 

    مقاومت از بام خانه ها 

    خون من رنگینتر از مردم نیست ، من برای مردن آماده ام - میرحسین موسوی 

    حکومت روحانیون را پایان دهید 

    تهران در آتش است 

    اسلحه دموکراسی 

    بسوز تهران بسوز 
     لینک اصلی به وب سایت این هنرمند